دكتر عقيقى بخشايشي

11

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

تاريخ روحانيّت معاصر ايران و عالمى عامل و عارفى وارسته بود ، كه مجلس شريفش براى ما بسيار آموزنده و مغتنم بود ، و بهره‌هاى فراوانى از خرمن پرفيض معرفت و اخلاق آن بزرگوار برديم . آرى در محضر آن بزرگوار بود كه با جناب آقاى عقيقى آشنا شدم و اين آشنايى و رفاقت - بحمداللّه - آشنايى پردوام و پربركتى براى اين جانب بود . در آن زمان ، ايشان جوانى بود با سنّ كم ، ولى با اميد و ايده‌ها و آرزوهاى فراوان و بزرگ ، و امروز كه از آن تاريخ بيش از يك ربع قرن مىگذرد و طبعا آن جوانى تا حدّى از دست رفته ، ولى در عوض آن آرزوهاى فراوان و بزرگ به كارها و خدمات فراوان و سازنده‌اى تبديل شده است ، و سرمايهء جوانى به بهترين نحوى صرف به فعاليّت رساندن آن اميدها و آرزوها گشته است و يكى از بهترين خدمات متعدد فرهنگى و علمى ايشان ، به علما دانشمندان قرآن‌شناس تقديم مىشود . حقيقت امر اين است كه علماى شيعه ، در زمينهء قرآن در اين چهارده قرن ، كارهاى فراوان و ارزشمندى انجام داده‌اند كه از لحاظ « كمّ » فراوان بوده است و از لحاظ « كيف » ، در سطح بالا و ممتازى قرار دارد . ولى متأسّفانه ، اين زحمات تا به حال نه جمع‌آورى مناسبى شده است كه « كمّ » آن نمايان شود ، و نه ارزيابى لبّى شده است كه « كيف » آن روشن گردد ، و به اين ترتيب اين سرمايهء بزرگ هنوز به نحو شايسته‌اى عرضه و مطرح نشده است . از اينجا مىتوان پى برد كه ما چقدر در عرضه كردن سرمايه‌هاى علمى سنگين خود ، كمبود و قصور داريم . مذاهب اسلامى ديگر در اين زمينه كارهاى علمى خوبى ، انجام داده‌اند و توانسته‌اند سرمايه‌هاى قرآنى خود را در تاريخ به بهترين وجهى عرضه كنند ، ولى ما تا به حال در اين زمينه كارى متناسب با سرمايهء سنگينى كه در زمينهء تفسير و علوم قرآن داريم ، نكرده‌ايم . با اين كارى كه برادر [ تصوير ] عزيز ، جناب آقاى عقيقى بخشايشى شروع كرده‌اند ، اميد است اين نقص تا حدودى ، برداشته شود و اين راه كه كمتر رهرو داشته است و ايشان رفته‌اند و كوشش كرده‌اند كه آن را هموار كنند ، به روى پژوهشگران باز بماند . و براى اينكه اين نامه فقط تقريظ و تعريف نباشد ، و با تلخى نقد هم آميخته شود ، اين اميد را داريم كه ايشان در زمينهء ارزيابى روشهاى معمول علماى شيعه ، در تفسير قرآن ، مايه‌گذارى بيشترى كنند و سعى بيشترى صرف تقسيم‌بندى مناهج و روشهاى تفسيرى علماى شيعه در تاريخ تفسير بنمايند ، و در نتيجه صاحبان مكاتب تفسيرى را از پيروان و مقلّدان مكاتب تفسيرى ، جدا كنند و اين مكانت را يكايك به طور مناسبى عرضه كرده و به نقّادى و مقايسهء آن با مكاتب ديگر ، و به ارزيابى آن بپردازند . با اين اميد ، منتظر مجلّدات ديگر اين كتاب با ارزش هستيم . » قم - محمّد مهدى آصفى [ 4 / 11 / 71 ]